تبليغاتX
نادر بختیاری

نادر بختیاری

نوشته های نادر بختیاری

 

...این زندگی مسخره مهلت نمیده زود به زودتر بیام اینجا یه چیزایی بنویسم و مثلا وب نویس باشم ! اما دو تا خبر دارم :

۱- اولین آلبوم ترانه هام به اسم "عاشقونه کُشتن اینه "تو مراحل آخر مجوزه و احتمالا اواخر امسال بعد از پنج شیش سال میاد بیرون ! کلمات همه کارا از خودمه بعلاوه یه کار از حسین غیاثی و احتمالا یه کار از منصوره متصدی.همه آهنگام کار خودمه بعلاوه یه آهنگ از بابک زرین و احتمالا یه کار از ارسلان محمودی،دو تا آهنگام با بابک زرین مشترکه.تنظیما کار بابک زرین،علیرضا قرایی منش،ارسلان محمودی،مسعود بقایی،مهدی حسنی و مهدی حبیبیه اگه تا آخرین مرحله چیزی از کارا حذف نشه ! ممکنه یکی دو تا ویدیوام توی آلبوم داشته باشم... 

۲- دومین مجموعه شعرم بزودی احتمالا اوایل سال آینده چاپ میشه که موضوعش مقاومت،جنگ و شهدا س ولی هنوز اسم نداره ! ناشرم هنوز قطعی نشده ولی حمایت وزارت ارشادُ دارم.استاد دکتر سید علی موسوی گرمارودی ام واسه این کتاب ازم حمایت کرده که باید ازش تشکر کنم که تو این وانفسا محبتشُ ازم دریغ نکرد...                

+ نوشته شده در  12 Dec 2010ساعت 7:19 PM  توسط نادر بختیاری  | 

 

تسلیت به خانواده ی سلیمانی بخصوص مهلا سلیمانی بخاطر از دست دادن برادر عزیزش مهریار...روحش همیشه شاد همونطور که تو این دنیا بود... 

+ نوشته شده در  29 Jul 2009ساعت 8:2 PM  توسط نادر بختیاری  | 

اولین مجموعه شعر نادر بختیاری با نام " هفتاد و سوّمین سر " منتشر شد.

هفتاد و سومین سر شامل دو سوم کارهای مذهبی من است که از سال ۱۳۶۶ تا کنون سروده شده و توسط نشر تکا ( توسعه کتاب ایران ) وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با امعان نظر دوست و سرور بسیار عزیز استاد علیرضا قزوه به چاپ رسید . هفتاد و سومین سر ۳۶۲ صفحه است و در تیراژ ۳۰۰۰ برای چاپ اول منتشر شده است.بها ۳۷۰۰ تومن...

محل تهیه : موسسه نمایشگاههای فرهنگی ایران - تهران- خیابان انقلاب اسلامی - بین خیابان سبا و فلسطین - پلاک ۱۱۷۸ - تلفن : ۶۶۴۱۵۲۷۱  

 

+ نوشته شده در  28 May 2009ساعت 9:46 AM  توسط نادر بختیاری  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

برای زنده یاد سیامک پیشدادیان عزیز،موزیسین 

 

 نادر بختیاری 2/4/1387

 

تو گاهی گیلاسی،گاهی لیمو...

 

این یه نیم مصراع از یکی از ترانه های منه که سیامک خیلی دوسش داشت  و قرار بود تنظیمش کنه ، کاری که هیچ وقت انجام نشد ، حتی گاهی اونو به خودم اس ام اس می زد . سیامک یه درک درونی ِ عمیق از کلام داشت ، چیزی که دقیقأ به معنای حقیقی ِ شعر ، نزدیکه ، نه این که فقط در موردش حرف بزنه .

...چیزی مث معجزه یا جادو

 کجاس کلید ِ بزرگ ِ عشقت ؟  

 کو گنجه ی کوچیک ِ دلم ، کو ؟

حالا هر چی فکر می کنم ( یعنی از وقتی رفت ) می بینم انگار اینا خطاب به اونه ، سیامکی که واقعأ گاهی گیلاس بود و گاهی لیمو ، و چیزی مث معجزه یا جادو ، اینو وقتی بهتر میشه درک کرد که موزیکای ساخته شو دقیق گوش کنی ، موزیک به معنای حقیقی ِ اون ، و نه فقط ردیف کردن ِ یه سری نت و ریف ِ CHORD و ریتم و ساز و ... ، ملودی هایی که با آدم حرف می زنه و تحت تأثیر قرار می ده ، نه این که شنیدنش و نشنیدنش یکی باشه یا تو حاشیه ی کارای دیگه شنیده بشه و به اصطلاح ، موزیک ِ متن باشه .

یه روز بنفشی یه روز حنایی

 یه روز خودی و یه روز خدایی

 بگو  چرا مثل دلخوشی از

 منو دلم این همه جدایی ؟

سیامک همیشه یه احساسِ ِ ناب واسه رو کردن داشت ، دقیق گوش می کرد ، لذّت می برد و بعد حسّ خودشو از چیزی که شنیده بود ( کلام یا موزیک ) به صادقانه ترین و دقیق ترین شکل بیان می کرد ، حتی حسّی رو که به دست آورده بود توی چشاش میشد دید ، بدون این که حرفی بزنه ، بعد سازو ورمی داشت و ...

یه روز بهاری یه روز پاییزی

 مث یه صلح ِ پر از ستیزی

نمی دونم با تموم ِ اینا

 چرا بازم تو برام عزیزی ؟

حالا دیگه کسی نیس که جای خالی ِ اونو پر کنه ، آموزشگاهی که می رفت و اتاقِ کوچیک ِ کارشو جای خالیشو توی دلای همه ی ما...

یه روز می آی عاشقونه می آی

 یه شب می ری بی بهونه می ری

میگم بمون خورشیدم شو امّا

 تو مثل ماهی ، شبونه می ری ...

 

+ نوشته شده در  10 Aug 2008ساعت 1:3 AM  توسط نادر بختیاری  |